سکوت می کنم
دلم شکست از نگاه سخنت سکوت می کنم
انگار نمی شنوی صدای دلم را سکوت می کنم
بماند این همه حرف در دل و اندیشه ام در ذهن
مهم نیست اگر گله دارم سکوت می کنم
اگر بپرسند که چرا ساکتی ؟! سخن بگو !
فقط نگاه می کنم نه صحبت - سکوت می کنم
شعر اگر بیاید پشت در ذهن و در بزند
نمی خوانمش و باز نمی کنم در-سکوت می کنم
نگرانی که من دوباره شعر بخوانم به غلط؟
تو آسوده باش و بخوان شعر - من سکوت می کنم
شعر بیچاره من خاموش از مد افتاده ای دیگر
دیگر نمی سرایم و نمی گویم-سکوت می کنم
سروده هایم اشتباهند؟ یاوه اند ؟ بی معنی ؟
اگر خطا کرده دلم ببخش - سکوت می کنم
استاد شده ای دیگر در سرودن و شاعر
من بلد نیستم زبان شمارا سکوت می کنم
تو پرواز کن در ا وج بیکرانه شعر
من سقوط می کنم از آن-سکوت می کنم
بگذار بشکند سرم مثل دلم خیالی نیست
سرم به سنگ بخورد - بهتر - سکوت می کنم
اگر دلم گرفت و آسمانش ابری شد
شعر نمی گویم و نمی خوانم سکوت می کنم
فقط نگاه می کنم - گوش می کنم شعر تورا
وقتی که نقد می کنی مرا - سکوت می کنم
تو اگر می شوی راضی از سکوت من - باشد
دیگر رها می کنم گفتن را سکوت می کنم
یادش بخیر لحظه های سرودنم - اما
لاله سرخ را رها می کنم سکوت می کنم
مژگان خسروی (لاله سرخ )
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 8:26 توسط مژگان خسروی (لاله سرخ)
|

|