تبليغاتX
شعر و ادبیات
شعر و ادبیات


اگر

دل اگر دل بود چونان شمع سوزان می شدش

سوز اگر می داشت چون پروانه رقصان می شدش

می گذشت از هستی و بی باک و بی پروا و دل

یکنفس در نیستی از داغ هجران می شدش

ساغرش می ساخت از راز سبو گلگون می

سرور خیل پریشان حال مستان می شدش

یک نظر از گوشه ابروی دلبر را که دید

می گرفت آتش همی بیمار و حیران می شدش

می رمید از سینه و آواره در ویرانه ها

تا زعشق و مستیش هم بر لبان جان می شدش

گر خبر می آمد از لبخند دلدارش دمی

این خبر چون مرحمی بر زخم درمان می شدش

آن دل ویران بی شیرازه عاشق بود اگر

(لاله سرخ ) چمن در هر بیابان می شدش

 

                               مژگان خسروی ( لاله سرخ )



+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 15:23  توسط مژگان خسروی (لاله سرخ)  | 




منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
آماده سازی قالب
طراح قالب


بايگاني
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387


پیوندها
عيارستان
شادي
انسان
قلم ياز
کنگره شعر زنان
سودابه اميني
مژگان بانو
ناما جعفري
فاطمه اختصاری
پدرام مجیدی
نسیم
معصومه باغیان
صدای سخن عشق
شبانه هاي بي تو
وب نویس
.:: قالب ساز ::.
طراح قالب


آخرین نوشته ها
کاش.......
چاره نیست .........
مگر می شود....
اگر
.................
..........
باز شقایق.......
نوای ساز
سکوت می کنم
... دلم را شکست


لوگوی دوستان